راه انس با خدای متعال که یگانه راه نیز هست، آن است که انسان همواره به یاد او باشد. البته به یاد خدا بودن، همان مفهومی که در متون دینی از آن با عنوان ذکر» یاد می شود و چنان که در پی اشاره خواهیم کرد به صورت های مختلفی جلوه گر می گردد. انسان می تواند با بهره گیری از ظرفیت و تنوّع جلوه های یاد خدا، در هر حالتی و در هر مکان و زمانی با پروردگار خود رابطه برقرار نماید و به حضورش بار یافته و با او همنشینی کند که خود فرموده است: انا جَلیسُ من جالَسَنِی؛ من همنشین آن کس هستم که با من همنشینی کند». (اقبال الأعمال» ج3، ص 174).

دیگر فرموده حضرت پروردگار در حدیث قدسی نیز محدودیت های زمانی و مکانی و حالت های مختلف را برداشته و آن جا که خطاب به بنده اش می فرماید: هر گاه مرا یاد کردی، من همراه توام؛ أنا مَعکَ اذا ذَکَرتَنی» (کنزالعمّال»، ح 5847).

البته برای بار یافتن به حریم الهی و انس گرفتن با او، باید قلب را آماده ساخت. چون این مهمانی و همنشینی و مجلس انس، در حرم الهی که دل انسان است تشکیل می شود. اَلقَلبُ حَرمُ اللهِ، فَلا تُسکِن حَرَمَ اللهِ غَیرَ اللهِ؛ دل، حرم خداست. در حرم خدا، جز خدا را ساکن مساز» (جامع الأخبار»،ص28). هر چند برای گشودن دروازه دل نیز نخست به کلید ذکر خدا» نیازمندیم. چنان که امام علی(ع) فرموده است: اَلذِّکرُ، مِفتاحُ الاُنسِ؛ ذکر و یاد خدا، کلید انس است» (غررالحکم و دررالکلم»،ح541). و نیز در سخنی دیگر کسی را که همواره ذکر خدا می گوید و به یاد اوست، انس گیرنده با خدا معرفی کرده است: ذاکِرُ الله مُوانِسُهُ» (غرر الحکم و درر الکلم»، ح 516).

یادآوری این نکته لازم می نماید که هر عملی که یاد خدا در آن جلوه گر باشد، در حیطه ذکر وارد می شود. بنا بر این افزون بر ذکرهای زبانی و نماز خواندن و دعا کردن و ... حتی پرهیز عملی از گناهان و سیر به سوی طاعت خداوند، از جمله جلوه های ذکر و یاد خدا و شیوه های انس گرفتن با پروردگار محسوب می شوند. چنان که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: هر که از خواری گناه به سربلندی طاعت دراید، خداوند انیس او می شود (بحارالأنوار»، ج 75، ص 359).

نکته پایانی این که شالوده همه کارهایی که در یاد خدا در زندگی انسان ظهور دارد و موجب انس او با خدا می گردد، ایمان به خدا و اعتقاد قلبی اوست. امام صادق(ع) فرموده است: خداوند، راهی به نام ایمان را در دل هر مؤمنی قرار داد که با وجود آن به آرامش و انس دست یابد؛ آن گونه که اگر بالای قلّه کوهی باشد، احساس تنهایی نکند (بحارالأنوار»، ج 75، ص 359).

ارتباط و انس با خدا، چه آثار و فوایدی دارد؟

پیش از پاسخ به پرسش فوق، این نکته شایان توجّه است که میزان اهمیت و ارزش برقراری ارتباط، بستگی به اهمیت و ارزش کسی دارد که با او ارتباط برقرار می کنیم. هر چه شخص مورد نظر، از ارزش و جایگاه معنوی برتری برخوردار بوده و تأثیرگذارتر باشد، ارتباط با وی، مهم تر و باارزش تر تلقی شده و از نظر آثار و فواید نیز، بهره های فراوان تری به همراه خواهد داشت.

یکی از مهم ترین دغدغه های انسان، احساس تنهایی و هراس از آن است. انسان، در کشاکش روزگار همواره از تنها و بدون همدم و مونس ماندن، واهمه دارد. در این میان خداوند، آماده است تا بهترین مونس انسان باشد و در پی انس گیری آدمی با او، وی را از همه ترس ها و وحشت های ناشی از تنهایی برهاند. امام علی(ع) در دعایی چنین عرضه می دارد. خدایا! تو با دوستان خود انیس ترینی. اگر غربت و تنهایی، آنان را به وحشت اندازد، یاد تو همدم و مونس آنان است» (نهج البلاغه»، خطبه327).

و به راستی که خداوند، بهترینِ بهره را در نتیجه انس با خود، به انسان عطا می کند. چه راست فرموده است پیامبر اکرم(ص): لا یستَوحِشُ من کانَ اللهُ انیسَهُ؛ هر که خدا همدم و مونس او باشد، دل پریشان و نگران نمی شود. (مشکاة الأنوار»، ص125)

یکی دیگر از فواید انس با خداوند، رضایت از او و رضایت به داده ها و نداده ها و رضایت به کردار و گفتار اوست. چنان که در روایت است: من أنسَ بِحَبیبٍ قبِلَ قولَهُ و رَضی فِعلَهُ؛ هر کس با دوستی انس گیرد، سخنش را می پذیرد و به کردارش خشنود خواهد بود (ارشاد القلوب»، دیلمی، ج 1، ص 73).

پس یکی از برکات انس انسان با خدا، رضایت از زندگی خود و رضایت به قضا و قدر الهی است که خود سرچشمه بسیاری از بهره ها و برکات است.

فایده دیگری که انس با خدا دارد، این است که انسان را از خو گرفتن و انس با غیر او بی نیاز می سازد. چه این که انسان در پی انس با خدا، بهترین انس را با بهترین مونس به دست می آورد. او، همدمی است که هیچ گاه انسان از انس با او خسته نمی گردد و همواره در پی شرکت در محفل او است. او، هیچ زمانی همدمش را نمی آزارد و هر چه مهربانی است به وی ارزانی می دارد، بلکه در هر مکان و هر زمانی که انسان بخواهد، آماده انس گیری با او است. بنا بر این با وجود چنین انیسی، انسان درمانده و نیازمند به انس، با دیگرانی نیست که تنها در زمان و مکان و شرایط خاصی حاضر به انس گیری با او هستند. حدیث زیر از امام عسکری(ع) ناظر به همین نکته است که بیان شد. فرمود: هر که با خدا انس گیرد، با غیر او خو نگیرد (یعنی به انس با دیگران قناعت نمی کند)» (الدرة الباهرة»، ص 43).

خداوند، با چه کسانی انس می گیرد؟

خداوند، با همه بندگان خود انس می گیرد. به عبارت روشن تر: خداوند، خواهان انس با همه بندگان خود است، بویژه با کسانی که آنها خود مشتاق انس و الفت با خدا باشند که خود فرمود: به ازای یک قدم به پیش آمدن بنده، من ده ها قدم، پای پیش می نهم و هر که آهسته به سویم اید، من شتابان به سویش می روم» (کنزالعمّال»، ح 1133).

خداوند، در ایجاد ارتباط و انس با بندگانش، به صورت گزینشی عمل نکرده و صلای عمومی در داده است. از این رو، راه انس با او، برای همگان باز بوده و خداوند، منتظر دیدار و انس با هر کسی است که به ایمن گاه رحمت او، پناه آورد.

در این جا به گزیده ای از آنچه در احادیث خاندان عصمت و هدایت(ع) در رابطه با انس خدا با اقشار مختلف مردم، به چشم می خورد اشاره ای می کنیم.

* خداوند، مونس خواستاران انس با خود است؛ یا أنیسَ المُریدینَ (المصباح»، کفعمی، ص253).

* خداوند، مونس یادکنندگان خود است؛ یا أنیس الذّاکرینَ (بحار الأنوار»، ج91، ص395).

* خداوند، مونس غریبان است؛ یا أنیسَ کُلِّ غَریبٍ (المصباح»، کفعمی، ص377).

* خداوند، مونس آنانی است که مونسی ندارند؛ یا أنیسَ مَن لا أنیسَ لَهُ (المصباح»، کفعمی، ص 254).

* خداوند، مونس آنان است که عوالم مختلف، آنان را به وحشت انداخته است، أنتَ المُونِس لَهُم حیثُ أوحَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ (بحارالأنوار»، ج95، ص226).

*خداوند، مونس از گناه خستگانی است که برآنند به عزّت طاعت درایند؛ من خَرجَ مِن ذُلِّ المَعصِیةِ الی عِزِّ الطّاعَةِ آنَسَهُ اللهُ بِغَیرِ أنیسٍ (کنزالفوائد»، ص56).

* خداوند، بهترین مونس تنهایی ماست؛ یا خَیرَ مَن آنستُ بِهِ وَحدَتِی (اقبال الأعمال»، ج2، ص141).

* خداوند، مونس هر وحشت زده و تنهایی است؛ یا مونِس کلَّ مُستوحشٍ (اقبال الأعمال»، ج2، ص53).

معنا و مفهوم عبادت خدا، چیست؟

عبادت خدا، به معنای پرسش خدای یگانه، به جای آوردن طاعت او و گام برداشتن در مسیر کسب رضایت او است. عبادت خدا، راه رستگاری، نردبان برتری، شیوه عشق بازی با خدا، محکم ترین دستاویز دستیابی به خوش بختی است. عبادت خدا، وسیله ای برای ارتباط با خدا و اعلان بندگی او و کرنش در برابر اوست.

عبادت خدا، هر عملی است که در آن رضایت خدا در نظر باشد. عبادت خدا، هر گفته، نوشته، خواسته ای است که به نیت خدا صورت پذیرد، هر عملی که برای زنده کردن حق و میراندن باطل و در راه بزرگداشت خدا و پیامبر و رسولان راستین و گرامی داشت دین به انجام رسد.

عبادت خدا، جلوه های گوناگونی دارد. امّا برخی افراد به اشتباه، عبادت را فقط در گونه ای خاص خلاصه می کنند. مثلاً بعضی ها فقط نماز و روزه و مانند آن را عبادت می دانند و در مقابل گروهی دیگر، عبادت های ظاهری را کم ارزش دانسته و به راهی دیگر رفته و می گویند: عبادت به جز خدمت خلق نیست. آری، همه اینها که برگفته اند در شمار عبادت است، همان گونه که اعمال دیگری نیز عبادت است.

باید دانست که گوهر عبادت ها یکی است و آن با خدا و برای خدا بودن است، ولی ظهور آن به گونه های مختلفی بوده و در زمینه های متفاوتی به بار می نشیند. وقتی به روایات اهل بیت(ع) می نگریم در می یابیم که گاه امام علی(ع)، اندیشیدن در نعمت های الهی را عبادتی نیکو دانسته (غرر الحکم و درر الکلم»، ح 1147) و گاه پیامبر اکرم(ص)، جستجو در راه کسب حلال را نُه دهم عبادت ها برشمرده است (معانی الأخبار»، ص 367). زمانی پیامبر رحمت(ص)، داشتن گمان نیکو به خدا را از جمله عبادات به حساب آورده (الدرّة الباهرة»، ص 18) و زمانی دیگر امام صادق(ع)، نگاه مهرآمیز به پدر و مادر را عبادت خدا دانسته است (تحف العقول»، ص 46). آری، همه اینها که گفته اند و هر چه از گفتار، کردار و پندار که در راه جلب رضای الهی به انجام رسد، عبادت خداست.

نکته ای که بیان آن به جاست این که اگر انسان، خود را در مسیر تربیت الهی قرار دهد، می تواند همه کارهایش حتّی کارهای مباح و امور روزمرّه زندگی را تبدیل به عبادت کند. عبادت، به معنای عام کلمه، حصار ظاهر را می شکند و در هر قالبی جای می گیرد؛ از صف نماز جماعت تا جبهه جنگ، از زندگی خانوادگی تا فعالیت اقتصادی، از ایستادن پشت ابزارکار تا نشستن پشت میز درس و مطالعه و ... همه می توانند به وجه عبادی انجام شوند و تجلی گاه عالم قدس باشند.

از این روست که پیامبر گرامی اسلام(ص) به اباذر فرموده است: لِیکُن لَکَ فی کُلِّ شَیءٍ نِیةً صالِحَةً حتّی فی النَّومِ وَالأکلِ؛ باید برای تو در همه چیزها نیتی شایسته باشد حتی در خوابیدن و خوردن (مکارم الأخلاق»، ص 464).

چرا باید خدا را عبادت کرد؟ ایا او به عبادت بندگان خود، احتیاج دارد؟

خداوند، بی نیاز مطلق است و به هیچ چیز و هیچ کس، محتاج و نیازمند نیست، بلکه همه چیز و همه کس، به او نیازمندند. خداوند، توانا و توانگر است و آفریننده توانایی و توانگری.

خداوند، به عبادت و طاعت ما نیازمند نیست. زیرا هرگونه نیازی برای خداوند، نقص و کمبود به حساب می اید و هرگونه نقص، از خداوند به دور بوده و او از هر نقص و کمبودی مبرّاست. ما بندگان خدا، باید نیک بدانیم که اگر همه مخلوقات به خدا کافر گردند و از عبادت او سر باز زنند، بر دامن کبریایی او گردی ننشیند که خود از زبان پیامبرش موسی(ع) فرموده است: اگر شما و همه کسانی که در زمین اند، کفر بورزید [زیانی به خدا نمی رساند] بی گمان که خدا بی نیاز و ستوده است». (سوره ابراهیم، ایه 8).

عبادت ما به درگاه خدا، در حقیقت نیازی است که ما به ذات احدیت داریم نه نیازی که او به ما یا عبادت ما دارد که باز فرموده است: یا ایهَا النّاسُ أنتُم الفُقَراءُ إلَی اللهِ وَاللهُ هُوَ الغَنّی الحَمیدُ؛ هان ای مردم، شمایید نیازمندان به خدا و خداست همان بی نیاز ستوده» (سوره فاطر، ایه 15).

اما از آن جا که خداوند، کمال بی انتهاست، انسان کمال جو، ناگزیر است خود را به آن منبع پایان ناپذیر همه خوبی ها و کمال ها، نزدیک و نزدیک تر سازد. عبادت خدای سبحان ـ البته به معنای وسیع آن و نه فقط در قالب نماز و روزه و ... ـ تلاشی است برای تحقّق بخشیدن نزدیکی و تقرب انسان به خدایش.

امام رضا(ع) در تبیین فلسفه عبادت می فرماید: مردم، یاد خدا را فراموش نکنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهی او غافل نشوند، چه این که درستی و قوام آنان در این است. در حالی که اگر بدون تعبّد به حال خود رها می شدند، پس از مدّتی دل هایشان سرد و سخت می شد. (عیون أخبار الرضا(ع)»، ج2،ص203).

بنا بر این درحقیقت، سود و بهره عبادت انسان، در دنیا و آخرت به خود او باز می گردد و از نتیجه عبادت خود، در امور مادّی و معنوی استفاده خواهد کرد. در حدیثی قدسی از زبان امام صادق(ع) وارد شده است: یا عبادی الصِّدّیقینَ تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِی فِی الدُّنیا فَإنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الآخِرَةِ؛ ای بندگان راستین من! در دنیا به عبادت من متنعّم شوید؛ زیرا که در آخرت به وسیله آن بهره می گیرید» (الکافی»، ج2، ص83).